کهریزک را یاری کنیم

نسترن کیوان‌پور– اگر اشتباه نکنم سالِ ۹۳ بود. از جاده‌ی اصلیِ محمد شهر که وارد شدیم به سختی خیابانِ گلستانک را پیدا کردیم؛ خیابانی بسیار باریک که آن زمان تابلو نداشت و در شلوغیِ خیابان‌ها و کوچه‌های اطراف گُم بود.

یک دورِ قمری زده‌ بودیم و آخرش افتاده بودیم توی مسیرِ درست. باقیِ مسیر هم چندان خوانا نبود. باید حواسمان را کامل جمع می‌کردیم که خیابانِ صاحب‌الزمان را رد نکنیم؛ خیابانی که می‌رسید به یک مجموعه‌ی بزرگ ساختمانی در طرفینِ جاده. مجموعه‌ای که سالمندان، معلولان و کودکانی را در خود جای داده بود؛ افرادی که یا فضایی تحت عنوانِ “خانه” در اختیار نداشتند یا بیماری، کهولت سن و معلولیت، آن‌ها را از مهر و محبتِ خانواده بی‌نصیب کرده بود.

شیوعِ کرونا، قرنطینه و فاصله‌ی اجتماعی(فیزیکی) تمامِ اخبارِ جهان را به خود اختصاص داده و حوزه‌ای پیدا نمی‌کنی که تحتِ تاثیرِ کرونا نمانده باشد. هرچه بیش‌تر در خانه می‌مانی و سعی می‌کنی به وضعیتِ جدیدی عادت کنی که به گفته‌ی کارشناسان حالا حالاها همراهمان خواهد بود، بیش‌تر از آن‌هایی یاد می‌کنی که مجبورند اکثرِ روزها و شب‌هایشان را در خانه سپری کنند یا در فضاهایی مثل خانه‌ی سالمندان یا آسایشگاه در اتاق‌های کوچکشان وقت بگذرانند.

آن اوایل که قرنطینه‌ی خانگی و محروم شدن از گردش و تفریحِ هفتگی بسیار برایم دشوار بود، اغراق نیست بگویم به “ابوالفضل” فکر می‌کردم؛ کودکی که دچار معلولیت بود و همان سال ۹۳ در بخش کودکانِ آسایشگاه کهریزک دیده بودمش. کودکی شش ساله که نمی‌تواست سرِ پا بایستد و چهار دست و پا راه می‌رفت اما این‌قدر خوش‌رو و خندان بود که من و همکارِ عکاسم بغض‌مان را فرو خوردیم که با اوقات تلخی و اشک ریختن ناراحتش نکنیم.

طی این سال‌ها چندین بار به آسایشگاه کهریزک سر زده‌ام و هرچند ابوالفضل دیگر در این آسایشگاه نیست، کودکان و سالمندان دیگر را بارها دیده‌ام؛ همراه با مسئولانی که گاه تنها هدفشان عکس‌گرفتن با آن‌هاست یا برخی دیگر که فقط شعار نداده‌اند و از آسایشگاه حمایت کرده‌اند.

اغراق نیست بگویم که یاد “محبوبه خانوم” می‌افتم؛ بانویی میان‌سال و با صلابت که در عین حال با مهربانی پاسخت را می‌دهد. یا یادِ “آقای احمدی” که همیشه در حال شادی و خواندنِ آوازهایی به زبانِ تُرکی است. یادِ “فاطمه”ی کوچک که سندروم داون دارد و با آن چهره‌ی بانمک و مهربانش، روزِ آدم را زیباتر می‌کند و چنان در آغوشت می‌گیرد که دلت نمی‌خواهد از او جدا شوی.

با خودم فکر می‌کنم که در دوره‌ی کرونا چه می‌کنند؟ در قرنطینه هستند؟ بیمار شده‌اند یا نه. اصلا کسی از مسئولان به آن‌ها سر زده که بداند نیازهایشان چیست؟ یا الان که دیگر لزوم رعایت فاصله‌ی فیزیکی، بازدیدها، افتتاحیه‌ها و نشست‌های خبری را تحتِ تاثیر قرار داده و از انبوهِ عکاسان و خبرنگاران خبری نیست به خودشان زحمت نمی‌دهند به این مراکز سر بزنند.

۶۸ مورد مثبتِ ابتلا به کرونا در کهریزک تا نهم اردیبهشت

با دوستانِ آسایشگاه کهریزک تماس می‌گیرم. بهتر این است روایت را از زبان خودشان بشنوید.

آن‌جا هم مثلِ بسیاری از مراکز دیگر با کمبود ماسک، دستکش، شیلد، گان و مواد ضد عفونی کننده روبه‌روست. تنها فرقش این است که کودکان، سالمندان و معلولان، آن‌جا مظلوم‌تر و تنهاترند و کسی جُز پرستاران، پزشکان و کارکنانِ آسایشگاه ندارند.

مدیر آسایشگاه خیریه‌ی کهریزک محمدشهر؛ دکتر افشین وجدانی می‌گوید: مسئولانی از اداره کل بهزیستی و دانشگاه علوم پزشکی البرز از این مرکز حمایت کرده‌اند اما کمبود شدیدِ موارد یاد شده همراه با کمبود پزشک متخصص بیماری‌های عفونی از مهم‌ترین مشکلات این مرکز در دوره‌ی شیوع کروناست.

او ادامه می‌دهد: تا روز سه‌شنبه نهم اردیبهشت ۹۹، ۶۸ مورد مثبت(۲۹ نفر از کارمندان که چهار نفر در قرنطینه‌ی خانگی هستند) و ۱۲۴ مورد منفی در آسایشگاه وجود داشته که ۴۵ نفر از مبتلایان بهبود پیدا کرده‌اند که میانِ آن‌ها ۱۹ نفر بانوی سالمند و یک معلول جسمی مرد به چشم می‌خورد.

به گفته‌ی مدیر مرکز، از مددجویان نیز تابه‌حال ۳۹ نفر مبتلا شده‌اند. شش نفر سالمند مرد در بخش قرنطینه‌، تحت مراقبت و سه نفر سالمند مرد در بیمارستان امام حسین و بیمارستان شریعتی بستری هستند. هشت بانوی سالمند  و دو نفر سالمند مرد نیز فوت کرده‌اند؛ افرادی که شاید اگر حمایت‌های بیشتری به این مرکز خیریه معطوف می‌شد اکنون سالم و سرِ حال، زندگی می‌گذراندند.

با اینکه به نظر می‌رسد شرایط این مرکز تحت کنترل و مطلوب است و مراقبت‌های بهداشتی به خوبی توسط کارمندان و کادر پزشکی رعایت می‌شود اما کسی از آینده خبر ندارد. اگر شیوعِ بیماریِ کرونا باز هم صعودی شود، کمبود امکانات و تجهیزات بهداشتی زندگیِ بسیاری از افرادِ بی‌پناهی را که این آسایشگاه را خانه‌ی خود می‌دانند، تهدید خواهد کرد.

قرنطینه‌ی خانگی مجبورمان کرده که خانه بمانیم اما این خانه ماندن‌ها دلیل نمی‌شود نتوانیم به امثالِ ابوالفضل، سلطان خانوم، آقای احمدی، فاطمه‌ی کوچک کمک کنیم؛ کودکانی که مادرانشان رهایشان کرده‌اند، سالمندانی که درِ خانه به رویشان بسته شده یا معلولانی که به دلیل شرایط جسمی و روحی مدت‌هاست اتاق‌های کوچک‌شان تنها همدمِ آن‌هاست. حداقل می‌توانیم با کمکی کوچک، شرایط را قدری برایشان قابل تحمل‌تر کنیم تا کرونا، باری اضافه بر مشکلاتِ فراوانشان نباشد.

اگر دلتان خواست کمک کنید تا مددجویان آسایشگاه خیریه‌ی کهریزک محمدشهر در شرایط سخت کرونا، در بهره‌مندی از تجهیزات بهداشتی با مشکلی مواجه نشوند با شماره‌ی ۰۲۶۳۶۳۰۱۸۵۸ تماس بگیرید یا کمک‌تان را مستقیم به کُد #۴۳۲۱*۷۸۰* بفرستید.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید