تابلوئیسم شهری!؟

پیامِ شهر به تو میرسد؟ نسترن کیوانپور– اواخر سال ۹۸ بود که داشتم از تهران به کرج برمیگشتم و توی ترافیکِ شدیدِ چهارشنبههای اتوبان، از سرِ بیحوصلگی، بیهدف به دور و برم نگاه میکردم. چند صد متر جلوتر چشمم به یک تابلوی سفیدرنگ خورد و اَشکال آبیرنگی در تصویر که از آن فاصله فقط کلیتشان […]
دیوانهاید یا نابغه؟

در حسرتِ شُجاعتِ “عجیب و غریبهای دوستداشتنی!” نسترن کیوانپور «تنها تفاوتِ من با دیوانهها، این است که من دیوانه نیستم!» *سالوادور دالی* نه گیلگمش خواندهام، نه مهابهاراتا، نه افسانههای شاه آرتور، نه شاهنامه، و نه هزار و یک شب که البته باعثِ افتخار که نیست. شاید سببِ سرافکندگی هم باشد آدم تا یک سنِ خاص […]
گفتوگو با حسین ماستیانی؛ هنری که زاییدهی تفکر نباشد ماندگار نیست

نسترن کیوانپور– گفتوگو با «حسین ماستیانی»، حال و هوای جالبی دارد؛ نه از این منظر که هنرمندی برجسته و درخشان مهمانِ ماست، بلکه به دلیلِ حسِ دلنشینی که از شنیدنِ سخنان دلنشینش به آدم دست میدهد؛ استادی که تندیسِ سربهدارانش هر عابری را به درنگ و تفکر وا میدارد یا مجسمهی «مادر»ش عظمتی دارد که […]