اعتماد و اُمید را جای درست خرج کنیم

اپیزود اول نسترن کیوان‌پور- روی چهارپایه‌ی پلاستیکیِ زردرنگی نشسته بود جلوی مغازه‌اش و جوری نگاه می‌کرد که انگار می‌دانست تهِ این بازدید اتفاقِ خاصی نخواهد افتاد. مثلِ چندین بازدید دیگری که در سال‌های گذشته اتفاق افتاده بود؛ مسئولان آمده‌ بودند به این محله، وضعیتِ کوچه‌ها و خیابان‌ها را دیده‌ بودند، عکاس مدام از آن‌ها و […]

روایتِ یک روزِ کاری در دفتر “اوقافی‌ها”

تسهیل‌گری را تسهیل کنید! نسترن کیوان‌پور- کولر دفترِ اوقافی‌ها هنوز راه نیافتاده. هوا هم مدام گرم و گرم‌تر می‌شود و ما همان‌طور که پُشتِ سیستم‌ها نشسته‌ایم شُر شُر عرق می‌ریزیم. درِ دفتر باز است و دریغ از حتی بادِ گرمی که کمی هوای داخل را عوض کند.  چهارشنبه است و کوچه‌ی دستغیب شلوغ. از جایی […]

اهالی سرحدآباد نمی‌خواهند از کرج جدا شوند

نسترن کیوان‌پور– تعیین خط متروی کرج-گلشهر به عنوانِ مرز میان کرج و فردیس موضوع تازه‌ای نیست. سال گذشته بود که این خبر سبب اعتراضات فراوان هم از سوی مسئولان هم از سوی مردم شد. زمزمه‌هایی در فضای مجازی نیز شدت گرفت که چه کسانی از تعیین مرز جدید سود می‌برند؟ البته لازم به ذکر است […]

حلقه‌دره را ببینید، کم‌تر زباله تولید کنید

نسترن کیوان‌پور– جای پرنده‌ها خیلی خالی بود؛ عقاب هم دیده بودم توی حلقه‌دره! باورتان می‌شود؟ اول فکر کردم اشتباه دیدم اما نه درست بود. به شوخی به رئیس سازمان گفتم این‌جا باید یکی از قطب‌های گردشگری البرز باشد! اگر بوی شدیدِ زباله این‌قدر آزارت نمی‌داد و چشمانت را به روی آن حجمِ بالا از زباله […]

روایتِ ۶۰ سال زندگیِ ننه نساء در کوهستان

وحید صالحی– مسیر زندگی ما گاهی به سادگی عبور کردن یا نکردن از یک راه یا رسیدن و نرسیدن به یک قطار جور دیگری رقم می‌خورد. گاهی هم تصمیماتی بزرگ‌تر این مسیر را عوض می‌کند؛ مثل زندگی «ننه نساء» که در ۱۷ سالگی تصمیم می‌گیرد پس از ازدواج با همسرش به کوهستان برود و از […]

میراث آتش

برای زاگرس که دیگر میراثی جز خاکستر ندارد معصومه ابوالحسنی– هوا رو به تاریکی بود. ابر شوم دود، هرلحظه غلیظ‌تر می‌شد. محیط‌بان هراسان و بیتاب، نومیدانه به آسمان نگاه کرد. بیشتر از بیست و چهار ساعت گذشته بود و خبری از بالگرد‌های آب‌پاش نبود تا آبی بردل آتشین جنگل‌های خائیز بپاشد. “وحشتناک است” این تک […]

دیدار با خدایان در معبد لاکشمی

مهدی عبدی– بازدید از دهلی را از معبد لاکشمی شروع کردم؛ اولین معبد هندی که در سفرهایم دیده بودم در کشور مالزی بود.  ولی این بار قرار بود معبدهای هندی را در کشور اصلی شان ببینم . این معبد در  سال ۱۹۳۹ توسط گاندی افتتاح شده بود و متعلق به لاکشمی؛ الهه ثروت، همسر ویشنو  […]

ناماسته هند شگفت انگیز

لطفا بوق بزنید! مهدی عبدی– با شنیدن نام هند، یاد خدایان بی شمار، تاج محل، یوگا، مرتاض‌ها و ریاضت، گاندی و ویجی(آمیتا باچان)، الماس‌های به غنیمت گرفته شده‌ی نادرشاه، رود گن، هیمالیا،  کریکت، و  فقر و ثروت بیش از حد می‌افتیم. ولی فکر می‌کنم اولین تصویر از هند برای کسانی که در دهه ۵۰ یا  […]

شب و روزهای قرنطینه در کهریزک

کهریزک را یاری کنیم نسترن کیوان‌پور– اگر اشتباه نکنم سالِ ۹۳ بود. از جاده‌ی اصلیِ محمد شهر که وارد شدیم به سختی خیابانِ گلستانک را پیدا کردیم؛ خیابانی بسیار باریک که آن زمان تابلو نداشت و در شلوغیِ خیابان‌ها و کوچه‌های اطراف گُم بود. یک دورِ قمری زده‌ بودیم و آخرش افتاده بودیم توی مسیرِ […]

اگر “بیکن” و “بارت” کارِ گروهی می‌کردند…

مرگ مولف در اصلِ نفرِ دوم! نسترن کیوان‌پور- نوشته‌ی ای‌میل شده‌اش را که دانلود کردم با یک نگاهِ سرسری متوجه شدم سرشار از ایرادهای نگارشی است. یک نفسِ عمیق کشیدم و شروع کردم به خواندن از سطرِ اول. “می‌گردد”ها، “می‌باشد”ها و “می‌نماید”ها در بدترین حالت یک find and replace توی وُرد می‌خواهد اما محتوایش را […]