نسترن کیوانپور – در اوج بحران بیسابقه آب، در حالی که صدای نشتیهای ساختاری سالهاست در گوش کشور میپیچد، مسئولان همچنان همان راهحلهای قدیمی را با زبانی تهدیدآمیز تکرار میکنند: صرفهجویی کنید، جریمه میشوید، فشار آب کمتر میشود، خاموشی در راه است. اما هیچجا از پذیرش مسئولیت نمیگویند؛ هیچجا نمیگویند “راه را اشتباه آمدهایم.”
در هفتههای گذشته، همزمان با کاهش بیسابقه ذخایر سدها و فشار بیسابقه بر شبکههای توزیع آب و برق، مسئولان در تریبونهای مختلف تنها راه حل را در فشار بیشتر به مردم دیدهاند. از پیامکهای هشدار برای پرمصرفها تا اخطار رسمی برای محدودیت برق؛ اما مردم، نه فقط بهخاطر گرما و بیآبی، بلکه بهدلیل این بیاعتمادی مزمن رنجیدهاند. آنها میپرسند: ما که فقط ۱۸ درصد این آب را مصرف میکنیم، پس چرا فقط ما باید تاوان بدهیم؟
انکار؛ قدیمیترین دشمن مدیریت بحران
پذیرش مسئولیت، یکی از گامهای ابتدایی و حیاتی برای ایجاد همدلی و جلب مشارکت شهروندان در بحرانهای منابع طبیعی است. با این حال، در نظام مدیریتی ایران، به ندرت دیدهایم مسئولی؛ چه در دولت، چه در مجلس، چه در نهادهای محلی، اعتراف کند که مسیر گذشته اشتباه بوده است. نتیجه این انکار، سیاستهایی شده که نه تنها اثرگذار نبوده، بلکه مردم را خسته و بدبین کرده است.
طبق آمار رسمی وزارت نیرو، بیش از ۷۰ درصد از کل آب مصرفی کشور در بخش کشاورزی سنتی مصرف میشود؛ آن هم با راندمانی پایینتر از ۴۰ درصد. حدود ۱۰ تا ۱۲ درصد نیز در حوزه صنعت مصرف میشود. مصرف خانگی کمتر از ۲۰ درصد است. اما عمده هشدارها، فشارها و اقدامات بازدارنده دقیقاً متوجه همین بخش مصرفکنندهی خانگی است.
این بیعدالتی، به احساس نادیده گرفته شدن مردم دامن زده است. مردمی که شاهدند زمینهای کشاورزی آببر همچنان در مناطقی کشت میشوند که هیچ توجیه آبی ندارند؛ حتی در قلبِ شهر و پیشِ چشمِ مسئولان، کارخانههایی همچنان سهمیههای نامتعارف دریافت میکنند و در مقابل، شهروند عادی باید شبها در گرما آب قطعشده را تحمل کند.
دنیا چگونه بحران را به فرصتی برای همدلی تبدیل کرد؟
در بسیاری از کشورها، تجربههای موفق نشان میدهد که حتی در سختترین بحرانهای آبی، مسئولانی که از شفافیت، پذیرش خطا، و دعوت به مشارکت استفاده کردند، توانستند اعتماد عمومی را بازسازی کنند.
آفریقای جنوبی؛ کیپتاون و فاجعهی “روز صفر“
در سالهای ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۸، شهر کیپتاون با شدیدترین خشکسالی نیمقرن گذشته مواجه شد و در آستانه مفهوم خطرناک «روز صفر» قرار گرفت؛ روزی که پیشبینی میشد آب لولهکشی شهر قطع شود. در پاسخ، مسئولان شهری به جای تحمیل فشار، استراتژی شفافسازی را برگزیدند: اطلاعرسانی عمومی مستمر، تعیین سهمیه مصرف حدود ۵۰ لیتر در روز برای هر نفر، آموزش عمومی و حتی اعمال «شرمساری اجتماعی» برای مصرف بالای غیرضروری. نتیجه این شد که مصرف آب شهری از حدود ۹۰۰ میلیون لیتر در روز در اوایل ۲۰۱۷ به حدود ۵۰۰ میلیون لیتر در مارس ۲۰۱۸ کاهش یافت؛ کاهشی بیش از ۴۵٪؛ و مهمترین دستاورد اینکه «روز صفر» در نهایت وقوع نیافت.

استرالیا؛ بحران خشکسالی نیو ساوتولز
بین سالهای ۱۹۹۷ تا ۲۰۰۹، استرالیا بهویژه ایالت ویکتوریا و شهر ملبورن، گرفتار یکی از طولانیترین و شدیدترین خشکسالیهای تاریخ خود شد که به «خشکسالی هزاره» مشهور است. با کاهش جدی منابع آبی، دولتهای محلی و ایالتی نهتنها محدودیتهای سختگیرانه برای مصرف خانگی (مثل ممنوعیت آبیاری باغچهها در روزهای خاص) اعمال کردند، بلکه همزمان روی آموزش و آگاهیبخشی عمومی سرمایهگذاری وسیعی انجام دادند. این کمپینها شامل اطلاعرسانی شفاف، استفاده از رسانهها برای ارتقاء «هویت آبی» شهروندان، و معرفی ابزارهایی مثل WaterSmart Home برای سنجش مصرف بود. نتیجه، کاهش ۵۰ درصدی مصرف آب در ملبورن بین سالهای ۲۰۰۱ تا ۲۰۱۰ بود؛ بدون اجبار مستقیم بلکه با تکیه بر درک جمعی از بحران. در نتیجه، نهتنها شهر از بحران عبور کرد، بلکه فرهنگ مصرف آب برای همیشه دگرگون شد.

مشارکت، نه فقط مصرف کمتر؛ اعتماد بیشتر
امروز اگر ایران به مرز بحران اکولوژیک و آبی رسیده، نیاز فوری آن نه یک تکنولوژی نجاتبخش، نه فقط یک سد جدید، بلکه ترمیم اعتماد اجتماعی است. چیزی که فقط و فقط از مسیر صداقت و فروتنی میگذرد. اینکه بپذیریم: بله، بخشی از سیاستهای آبی این سالها اشتباه بوده. اینکه اعتراف کنیم مدیریت عرضهمحور و نگاه سازهمحور، ایران را به بیابان نزدیکتر کرده. و مهمتر از همه، اینکه دعوت کنیم مردم نه به صرفهجویی اجباری، بلکه به بازاندیشی جمعی.
در همان روز داغِ تابستانی؛ شاید داغتر از تابستانهای پیشین، یکی دیگر از مدیران گفت: “اگر فقط یک بار یکی از ما جلوی دوربین میرفت و میگفت من اشتباه کردم، شاید کل فضا عوض میشد…”
شاید هنوز هم دیر نشده باشد.