نسترن کیوانپور – عباس علیآبادی؛ وزیر نیرو، در جمع مدیران صنعت نیروگاهی کشور در نیروگاه طرشت تهران گفته است: «کاهش مصرف آب و سوخت برای تولید برق در دستور کار وزارت نیرو قرار دارد و امیدواریم با این رویکرد شاهد تحولات مثبتی در صنعت نیروگاهی کشور باشیم.»
این گفته در نگاه اول ممکن است نشانهای از برنامهریزی و آیندهنگری باشد، اما در لایههای زیرین خود، گواهیست بر بحرانی ساختاری که سالهاست گریبان صنعت انرژی و محیط زیست ایران را گرفته.
برقِ آبیِ بیآب
طبق آمارهای رسمی، نزدیک به ۸۰ درصد از تولید برق ایران بر پایه سوختهای فسیلیست؛ اما حدود ۱۸ درصد آن هنوز هم از نیروگاههای برقآبی تأمین میشود. این در حالیست که خشکسالیهای پیاپی و کاهش ورودی سدها، تولید نیروگاههای برقآبی را با افت شدید مواجه کرده است. گزارشهای داخلی نشان میدهد تولید این نیروگاهها در تابستان ۱۴۰۴ تا حدود ۴۰ درصد کاهش یافته. به بیان سادهتر: ما برای خنک شدن، برق میخواهیم، ولی برای تولید برق، آبی نداریم که از سدها عبور دهیم.
وقتی وزیر نیرو از کاهش مصرف آب برای تولید برق حرف میزند، باید بپرسیم: این کاهش، چگونه ممکن است؟ آیا بهمعنای خاموشی بیشتر است؟ یا جابجایی تکنولوژیک واقعی؟ و اگر دومیست، چرا هنوز زیرساختهای لازم برای این تغییر فراهم نشده؟
سکوتِ فرونشسته در خاک
همزمان با این اعلام رسمی، دادههای سازمان هواشناسی نشان میدهد که در ۲۴ استان کشور، شاخص تنش آبی به مرحله «بحرانی» رسیده. کاهش بارندگی، افت شدید سطح سفرههای آب زیرزمینی، فرونشست زمین در بسیاری از دشتها، و از همه مهمتر، کاهش آب قابل استفاده برای کشاورزی و صنعت، ما را به مرحلهای رسانده که «صرفهجویی» دیگر پاسخگو نیست.
در این میان، مصرف آب در صنعت برق نیز قابل چشمپوشی نیست. بر اساس تحقیقات مؤسسه بینالمللی منابع آب (IWMI)، نیروگاههای حرارتی بهطور متوسط برای تولید هر کیلوواتساعت برق، بین ۱.۵ تا ۳ لیتر آب مصرف میکنند. با احتساب میانگین مصرف برق روزانه در ایران، این عدد به میلیونها لیتر آب در روز میرسد که بخش عمدهای از آن در فرآیندهای خنکسازی مصرف و تبخیر میشود.
هوش مصنوعی و تشنگی انسانی
علیآبادی در همان جلسه طرشت به لزوم ورود هوش مصنوعی به صنعت برق اشاره کرده است. او گفته: «باید خود را برای آینده و عصر هوش مصنوعی آماده کنیم… صنعت برق در کانون توجهات در این حوزه قرار دارد».
این حرف، در نگاه نخست دلگرمکننده است. اما آیا ورود AI به صنعت نیروگاهی، بدون اصلاح نظام مدیریت منابع آب، راهگشاست؟ هوش مصنوعی میتواند الگوهای بهینه مصرف را شناسایی کند، اما نمیتواند چاههای خشک را دوباره پر کند یا رودهای خسته را به جریان درآورد.
در واقع، هر چقدر هم که صنعت برق بهسوی دیجیتال شدن و کاهش مصرف سوخت حرکت کند، بحران آب، اگر حل نشود، پاشنهی آشیلی خواهد بود که همه دستاوردهای تکنولوژیک را زمینگیر میکند.
اصلاح اقتصاد برق؟ یا انکار بحران آب؟
در بخش دیگری از سخنانش، وزیر نیرو گفته است: «با اصلاح اقتصاد برق و آگاهسازی عمومی، میتوان به بهبود وضعیت برق در آینده امیدوار بود.» اما این «اصلاح اقتصادی»، بدون درک عمیق بحران منابع طبیعی، چیزی جز انتقال بار مالی به دوش مردم نخواهد بود. قبضهای سنگینتر، قطع برق در تابستان، و همزمان، خشک شدن دریاچهها و تالابها.
آنچه در میان سخنان رسمی مغفول است، پیوند ساختاری میان بحران برق و بحران آب است. این دو نمیتوانند جداگانه مدیریت شوند. اگر وزارت نیرو میخواهد آیندهای برای برق کشور متصور شود، باید اول چشم در چشم بحران آب بدوزد. نه در قالب کمپینهای صرفهجویی، بلکه با اصلاح کامل ساختارهای مصرف، شفافسازی در تخصیص منابع، و کاهش اتکا به نیروگاههای پرمصرف آبی و حرارتی.
فداکاری؟ یا فرسایش؟
در بخشی دیگر از این گزارش آمده است که وزیر نیرو از فداکاری نیروهای متخصص صنعت برق تقدیر کرده و گفته: «مشکلات صنعت برق با فداکاری و تلاش نیروهای جوان رفع خواهد شد.»
اما تا کی باید فداکاری، جای سیاستگذاری بنشیند؟ تا کی باید کارمندان و مهندسان جوان، تا مرز فرسودگی پیش بروند تا ضعف برنامهریزی مدیریتی را جبران کنند؟
در روزگاری که هر خبر، عمر کوتاهی دارد و تیترها بهسرعت فراموش میشوند، شاید زمان آن رسیده باشد که به جای کلیشهی «مدیریت جهادی»، به سمت «مدیریت واقعنگر» حرکت کنیم؛ مدیریتی که بداند بحران آب، نه آیندهای دور، که حال است. و برق، بدون آب، فقط واژهای خاموش است در تاریکی خاموشیها.