نسترن کیوانپور؛ مدیرمسئول پایگاه خبری هزار و یک شهر – در روزهایی که بحران بیآبی و خاموشیهای چندباره، نه فقط زندگی مردم که کار ما را هم فلج کرده، صحبت از “وظیفه خبرنگار” دیگر مثل قبل معنا ندارد. در تهران، البرز و سایر شهرهای کشور، روزانه دو نوبت برق میرود. گاهی بیشتر. در تحریریهها، در خانهها، در سالنهای نشست خبری. اینترنت قطع است، یا آنقدر کند که فرستادن یک ایمیل معمولی هم ساعتی وقت میبرد. در همین وضعیت است که به ما میگویند روایت کنید، آگاهی بدهید، فرهنگسازی کنید.
خبرنگاری فقط یک شغل نیست. یک کنش جمعیست. تلاشیست برای نگهداشتن جامعه در مرز دانستن. ما در دل تاریکی، سعی میکنیم روشنی را بنویسیم. اما وقتی ابزار اولیه، یعنی «برق» وجود ندارد، یعنی یک لپتاپ بیباتری، یک موبایل بدون آنتن، یک ضبط خاموش، چه میماند جز چشمهایی که در تاریکی دنبال کلمه میگردند؟
در همین یک هفته گذشته، چهار نوبت نشست خبری را بهخاطر قطعی برق یا اینترنت از دست دادیم. در سه گزارش میدانی، وسط مصاحبه برق رفت. مردم خستهاند، مسئولان بیصدا شدهاند، و ما ماندهایم با سؤالی ساده و تلخ: خبرنگاری بیزیرساخت، بیحمایت، بیامکان، چهطور ممکن است؟
از ما میخواهند کمک کنیم به روایت بحران آب، به آگاهیرسانی درباره مصرف بهینه، به مشارکت در «فرهنگسازی». اما فرهنگسازی نه با شعار، که با ابزار اتفاق میافتد. و ابزار ما، همین برق و اینترنت و اتصال است.
وقتی خبرنگار نتواند به موقع خبر بدهد، روایت جای خود را به شایعه میدهد. وقتی دادهای منتشر نشود، تحلیل بیپایه رشد میکند. وقتی خبر نباشد، جامعه در تاریکی میماند و طبعا ما نمیخواهیم جامعه در تاریکی بماند.
روز خبرنگار، روز جشن نیست. روز اندوه هم نیست. روز تأمل است. روزی برای پرسیدن: آیا کسانی که از ما روایت بحران را میخواهند، حاضرند برای یک لحظه جای ما بنشینند، در اتاقی بیبرق، با لپتاپی خاموش، و موبایلی که روی صفحهاش فقط جملهی «No Service» چشمک میزند؟
خبرنگاری در ایران ۱۴۰۴، چیزی بیشتر از دانستن و نوشتن است. چیزی شبیه زندهماندن در لحظههایی که همهچیز دارد از هم میپاشد، و ما هنوز امیدوارانه قلم را روشن نگهداشتهایم.