نسترن کیوانپور – افزایش تقاضا برای مسکن و سیاستهای تشویقی برای ساخت و سازهای گسترده بهخصوص در قالب نهضت ملی مسکن، در شرایطی که منابع آبی کشور تحت فشار شدید قرار دارد، میتواند به فاجعهای زیستمحیطی بدل شود. شهرهای موجود و حتی شهرهای جدیدی که بدون برنامهریزی جامع و تأمین زیرساختهای مناسب ساخته میشوند، بیشترین سهم مصرف آب را دارند. وقتی منابع آب کاهش یافته و در برخی مناطق حتی وضعیت به شرایط «بحران» رسیده، چطور میتوان انتظار داشت که ساخت شهرهای جدید و سکونتگاههای انبوه بدون زیرساختهای آبرسانی، فاضلاب، مدیریت پسماند، حمل و نقل و خدمات زیربنایی، پایدار و قابل زیست باشند؟
بسیاری از این شهرها و پروژههای مسکونی با دید صرفاً کمی و با هدف پاسخ به نیاز فوری مسکن برنامهریزی شدهاند، در حالی که نیاز است «کیفیت» زیست انسانی، «دوام» زیست محیطی و «پایداری» شهری به عنوان مؤلفههای اصلی در ساخت مسکن لحاظ شوند. ساخت و ساز انبوه بدون زیرساختهای لازم، نه تنها به کیفیت زندگی ساکنان لطمه میزند بلکه میتواند به افزایش مشکلات اجتماعی، اقتصادی و زیستمحیطی منجر شود.
ضرورت توجه ویژه به زیرساختهای شهری
زیرساختها همانند شریانهای حیاتی هر شهر عمل میکنند؛ آب، برق، گاز، فاضلاب، حمل و نقل، خدمات عمومی و فضای سبز همگی باید همزمان با ساخت مسکن توسعه یابند. متأسفانه روند فعلی نشان میدهد که حجم ساخت و سازها با توسعه زیرساختها همخوانی ندارد. این عدم تعادل باعث میشود شهرها به صورت موقت مسکونی شده، اما در بلندمدت به دلیل نبود امکانات کافی، دچار مشکلات اساسی مانند قطعی مکرر آب و برق، افزایش آلودگیها، تراکم ترافیکی و کاهش کیفیت زندگی شوند.
شاید یکی از بزرگترین نقدها به نهضت ملی مسکن همین باشد که کمتر روی کیفیت فضاهای زیستی و انسانمحوری تأکید شده است. خانه صرفاً یک سرپناه نیست؛ بلکه باید مکانی باشد برای رشد فردی و جمعی، محلی برای آرامش و ارتباطات اجتماعی سالم. بدون توجه به ابعاد انسانی در طراحی و ساخت مسکن، پروژهها صرفاً انبوهی از بناهای خشک و فاقد روح باقی میمانند که در آنها کیفیت زندگی بسیار پایین است.
شهرهای جدید؛ راهکار یا چالش تازه؟
یکی از راهکارهای مطرح شده برای کاهش فشار بر شهرهای بزرگ، ساخت شهرهای جدید است. اما بدون زیرساختهای پیشرفته و متناسب با استانداردهای پایداری، این سیاست میتواند بحرانی تازه به بحرانهای فعلی اضافه کند. هر شهر جدید، نیازمند آب، برق، حمل و نقل، مدارس، مراکز درمانی و فضای سبز است. اگر این موارد تأمین نشود، در واقع ما فقط یک مشکل را جابهجا کردهایم؛ از شهری به شهر دیگر.
تجربه شهرهای جدید پیشین در کشور ما و دیگر کشورها نشان میدهد که بدون زیرساختهای کامل، شهرهای تازهتأسیس به محلات حاشیهای بدل شده و ساکنان آنها با مشکلات عدیدهای مواجه خواهند شد. لذا تاکید بر توسعه زیرساختهای موازی با ساخت مسکن، باید اولویت اصلی سیاستگذاران و مجریان باشد.
لزوم رویکرد انسانمحور و محیطزیستدوست در ساخت مسکن
مسکن باید فراتر از کالایی اقتصادی و مکانی برای سکونت، محلی برای تجربه انسانها باشد؛ تجربهای که شامل امنیت، آرامش، دسترسی به امکانات رفاهی و احترام به کرامت انسانی است. استفاده از معماری بومی، طراحی فضاهای سبز، توجه به دسترسیها و ایجاد فضاهای تعامل اجتماعی، از جمله الزامات اساسی برای ساخت مسکن با کیفیت است.
همچنین باید توجه داشت که ساخت و سازها باید با حفظ محیط زیست و کاهش مصرف انرژی و منابع همراه باشد. صرفاً سرعت ساخت مسکن نباید باعث شود که پایدارسازی و کیفیت محیط زندگی قربانی شود.
وضعیت بحرانی منابع آبی و زیرساختی کشور در کنار سیاستهای افزایش ساخت مسکن، نیازمند بازنگری جدی و اصلاح رویکردهاست. صرف تولید عدد و رقم در حوزه مسکن، بدون توجه به زیرساختها، تنها بحرانهای فعلی را تعمیق خواهد کرد و باعث افزایش هزینههای اجتماعی، زیستمحیطی و اقتصادی میشود.
پیشنهاد میشود:
- توسعه زیرساختها، به ویژه شبکههای آب و فاضلاب، برق، حمل و نقل عمومی و خدمات شهری به عنوان اولویت اصلی در کنار پروژههای مسکن دیده شود.
- سیاستهای ساخت مسکن به سمت انسانمحوری و ارتقای کیفیت زندگی هدایت شود و استانداردهای زیستمحیطی و معماری پایدار به شکل جدی رعایت شود.
- مطالعات جامع و ارزیابی دقیق پایداری شهری در هر پروژه مسکونی قبل از شروع اجرا لحاظ شود تا فشارهای نامتناسب به منابع طبیعی کاهش یابد.
- جایگزینی رویکرد کمی صرف با رویکرد کیفی و متوازن، که ضمن افزایش ظرفیت مسکن، تضمینکننده زندگی با کیفیت، پایدار و انسانی باشد.
- توسعه فرهنگ مشارکت مردمی و استفاده از نظرات ساکنان در فرایند طراحی و ساخت مسکن برای افزایش رضایت و همبستگی اجتماعی.
ساخت مسکن باید به یک فرآیند متوازن، پایدار و انسانی تبدیل شود، نه صرفاً رقابتی برای افزایش تعداد واحدها. تا زمانی که زیرساختها ناپایدار و ناکافی باشند و کیفیت زندگی مردم فدای کمیت شود، بحرانها نه تنها پایان نخواهند یافت، بلکه عمیقتر و گستردهتر خواهند شد. این هشدار امروز و فردای جامعه ماست؛ اگر میخواهیم شهری انسانی و پایدار بسازیم، باید ابتدا زیرساختها را بسازیم و سپس مسکن را.