گزارش کارگاه “صلح در شمار آید” به میزبانی موزه صلح تهران
نسترن کیوانپور – اولین چیزی که در موزه صلح چشمم را گرفت، یک تابلو بود. ساده، مینیمال و بیهیچ حاشیهای: خطی که نبض را نشان میداد، بعد انفجار بمب اتم، و بعد… سکوت خط صاف و مرگ…
همین تابلو انگار پیشدرآمدی شد برای آنچه قرار بود در کارگاه «صلح در شمار آید» تجربه کنیم؛ روایتی فشرده از شکنندگی حیات و ضرورت ساختن دوبارهی معنا در جهانی پر از خشونت.
کارگاه عصر دوشنبه ۲۷ مردادماه ۱۴۰۴ با حضور اعضای پروژه «قصههای صلح کودکان» به میزبانی موزه صلح تهران و با تسهیلگری منا بادامچیزاده و هانیا اسدی افشار برگزار شد؛ جمعی که میخواستند به یک زبان مشترک برسند.
شروع برنامه با معرفی کوتاه شرکتکنندگان بود: هرکس باید یک کلمه دربارهی صلح میگفت و سه جمله دربارهی خودش. ساده به نظر میرسید، اما همان چند جملهها پر از تفاوت بود. صلح برای یکی امنیت بود و آشتی با خود، برای دیگری حس مادر و فرزند، و برای آن یکی فرصتی برای بازسازی فردی شاید…
“گفتوگو با کسی که عزیزانت را کشته قدرتی فرا-انسانی میخواهد“
بخش اول کارگاه، تلفیقی بود از نمایشگاه و یادگیری. نمایشگاهی با عنوان Peace Counts یا “صلح در شمار آید” با ۲۵ پوستر بینالمللی دربارهی فعالان صلح؛ هرکدام تصویری از تلاشی انسانی برای مقاومت در برابر جنگ و نفرت.
وظیفه ما این بود که عکسی را انتخاب کنیم و دربارهاش حرف بزنیم. عکسها را نگاه میکردم تا چشمم یکی را بگیرد. ایستادم جلوی عکسی دربارهی روآندا؛ زنانی با لباسهای رنگی و زیبا ولی چهرههای خموده و غمگین.

داستانش مرا تکان داد؛ داستان یک نسلکشی در سال ۱۹۹۴ که نشان میداد نفرت چهقدر میتواند دردناک و ویرانگر باشد، و چه سخت است که بخواهی با کسی که از او نفرت داری، بر سر میز صلح و سازش بنشینی… ”

باید عکس داستانِ انتخابیمان را از دایرهی تصاویری که کف سالن چیده شده بود انتخاب میکردیم و به بقیه توضیحش میدادیم. هر کس از دیدِ شخصی خود یا تجربهی زیستهاش یا حتی تصوراتش داستان را برای دیگران روایت میکرد. و روایتها تکاندهنده و تاثیرگذار بود…


در کالبدِ دیگری زیستن…
بخش دوم کارگاه، ما را با روایتهای عمیقتری درگیر کرد؛ از جمله داستانی بلند از سوی یکی از تسهیلگران درباره رواندا و روند آشتی ملی آن کشور.
بعد از آن، جمع به دو گروه تقسیم شد. یک گروه در نقش آدمی نشست که با یک انتخاب خوب میتواند همهچیز را تغییر دهد و راه تازهای برای خودش باز کند؛ گروه دیگر در جای شخصیتی قرار گرفت که در محلهای پر از خشونت و خلاف بزرگ شده و به زندگی در این چرخه عادت کرده است. گفتوگویی میان این دو شکل گرفت؛ تلاشی برای قانعکردن دیگری، کشمکشی میان امید به تغییر و نیرویی که آدم را در گذشته نگه میدارد.


این تمرین برای من یکی از سختترین تجربهها بود. وقتی باید در جای آدمی مینشستم که یا میخواهد با یک کار خوب همه چیز را تغییر دهد، یا کسی که در دل خشونت و عادت به زندگی در محلهای پر از جرم بزرگ شده، فهمیدم چقدر دشوار است که خودم را برابر با فرد مقابل ببینم. ما آدمها ناخودآگاه خیلی زود قضاوت میکنیم، برچسب میزنیم و حتی خودمان را بالاتر از دیگری قرار میدهیم.
اما اصل تمرین همینجاست؛ اینکه یاد بگیریم بدون پیشزمینه منفی، بدون برتر دانستن خود، وارد گفتوگو شویم. به نظرم این تمرینی است که باید هر روز انجام داد؛ چون اگر بلد شویم طرف مقابل را نه از جایگاه خوب یا بد، بلکه از جایگاه انسانی ببینیم، تازه امکان واقعی برای مذاکره، تغییر و همزیستی پیدا میکنیم.
واژهی تعارض منفی است یا مثبت؟
یکی از مهمترین قسمتها بحث دربارهی واژهی «Conflict» بود. در ادبیات صلح، تعارض یا تضاد چیزی منفی تلقی نمیشود؛ برعکس، میگویند اگر تضاد نباشد رشدی هم رخ نمیدهد. خطرناک بودن تعارض به خودش نیست، بلکه به ابزارهایی برمیگردد که برای مواجهه با آن استفاده میکنیم؛ مثل توهین، تحقیر و خشونت.
مرحله بعد گروهبندی تصادفی بود. سه گروه شدیم و کارتهایی گرفتیم و باید ترتیبی برایشان تعیین میکردیم، نام برایشان میگذاشتیم و روایتشان میکردیم.
پس از پایان زمان، متوجه شدیم که این کارتها مربوط به مدل نه مرحله تشدید تعارض است که توسط فردریک گلاسل؛ پژوهشگر اتریشی حوزهی صلح و میانجیگری، مطرح شده است.
دیدن این روند روی کارتها کمک میکرد بفهمیم یک اختلاف کوچک چطور میتواند قدمبهقدم به یک جنگ بزرگ تبدیل شود.
در پایان هم جعبهابزاری برای مواجهه با تعارض معرفی شد و دربارهی سه سطح خشونت ــ ساختاری، فرهنگی و عیان ــ صحبت کردیم. اینکه گفتوگو و مشارکت فعال چهقدر میتواند در یک کارگاه چهارساعته در اوج گرما و شلوغیِ روز، خستگی را تنِ آدم در کند برایم جالب بود.
یاد گرفتیم؛ حداقل من، که در سایهی برقراری ارتباط با استفاده از روشهای مختلفی که شخصیسازی شده میتوان هر ساعت، هر روز، هر هفته، هر ماه و هر سال گامی کوچک به سوی صلح و سازش برداشت…
آنچه برای من مهم بود، این حس بود که شاید این کارگاه به شکل غیررسمی اولین گام تیم قصههای صلح کودکان باشد. جایی برای تمرین فهم مشترک، برای کنار هم ایستادن و دیدن اینکه صلح فقط یک شعار نیست، بلکه مهارتی است که باید یاد گرفت، هر روز تمرینش کرد و پرورشش داد.
توضیحات تکمیلی:
- موزه صلح تهران
موزه صلح تهران یکی از موزههای عضو شبکه بینالمللی موزههای صلح است. هدف اصلی این موزهها ترویج فرهنگ صلح از طریق نشان دادن پیامدهای ناگوار جنگ و خشونت و آثار زیانبار آن بر انسانها و محیط زیست است.
موزههای صلح بیشتر از آنکه مکانی برای تماشای اشیاء تاریخی باشند، محلی برای گفتگو، برنامههای آموزشی و پژوهشی و فرهنگسازی هستند. موزه صلح در ساختمان اهدایی شهرداری تهران واقع در در پارک شهر، در مرکز شهر تهران قرار دارد و بنیانگذاران آن اعضای انجمن حمایت از قربانیان سلاحهای شیمیایی بودند.
این موزه بعنوان یک سازمان مردم نهاد (NGO) و تحت نظر هیئت مدیره اداره میشود. اگر چه موضوع کاربرد سلاحهای شیمیایی در جنگ عراق علیه ایران و پیامدهای آن در این موزه بصورت برجستهتری مورد توجه قرار گرفته اما موضوعات دیگری همچون بمباران اتمی هیروشیما و ناگازاکی در ژاپن، جنگهای جهانی اول و دوم، کاربرد سلاحهای ممنوعه در جنگها (بمبهای خوشهای – مین و سلاحهای حاوی اورانیم) و آثار و عوارض هر کدام از این سلاحها در قسمت های دیگر موزه نشان داده شده است.
بخشهای دیگر این موزه عبارتند از: کتابخانه صلح، گالری هنر برای صلح، کارگاههای آموزشی، بخش موزه مجازی و استودیوی ثبت تاریخ شفاهی. ساختمان موزه صلح تهران در سال ۱۳۸۹ به طور موقت برای بازسازی بسته شد و ساختمان جدید در تیرماه ۱۳۹۰ با حضور مهمانانی از کشورهای مختلف جهان از جمله رئیس موزه صلح هیروشیما و معاون شهردار تهران برای بازدید عمومی افتتاح شد.
- نمایشگاه صلح در شمار آید
“صلح در شمار آید” ترکیبی منحصربهفرد از آموزش صلح و روزنامهنگاری صلح است. این پروژه از سال ۲۰۱۳ تا ۲۰۲۰ اجرا شد و با سفر گروهی از خبرنگاران به بیش از ۳۰ منطقهی درگیر درگیری آغاز شد تا درباره افرادی که برای صلح تلاش میکنند گزارش دهند. این گزارشها در رسانهها منتشر و به نمایشگاهی با عنوان «سازندگان صلح در جهان» تبدیل شد.
این نمایشگاه به مناطق درگیر آورده میشود تا نمونههای موفق صلحسازان الهامبخش مردم باشند و آنها را تشویق به اقدام برای صلح در منطقه یا کشور خود کنند. همراه با نمایشگاه، برنامه آموزشی ویژهای برای مربیان برگزار میشود که از مواد چندرسانهای و بسته آموزشی صلح استفاده میکند.
هدف برنامه آموزشی، تقویت هویت شرکتکنندگان بهعنوان صلحساز و تشویق آنها به حل صلحآمیز درگیریهاست. شرکتکنندگان با روشهای مختلف آموزش صلح آشنا میشوند و بسیاری از این روشها را در محیط کاری یا آموزشی خود بهکار میگیرند.
- کتاب صلح – قصههای صلح کودکان ایران
با هدایت رز انصاریون، “کتاب صلح – قصههای صلح کودکان ایران” پروژهای منحصر بهفرد است که کودکان سراسر ایران را به خلق داستانهای مشارکتی درباره صلح دعوت میکند. این پروژه فرهنگی-آموزشی با الهام از نگاه کودکانه به صلح، فرهنگ بومی و هنر جمعی، مهارتهایی مثل همدلی، همکاری گروهی، گفتوگو و حل مسئله را در کودکان تقویت میکند.
قصهها با حضور کودکان و با راهنمایی تیمی از متخصصان صلح، ادبیات و تصویرسازی تولید میشوند و پرنده صلح، نماد اصلی کتاب، در کنار شخصیتهای محلی و عناصر طبیعی، جهان داستانها را زنده میکند. هر قصه بازتابدهنده فرهنگ و نمادهای منطقهای است و نمایانگر آرزوهای صلحطلبانه کودکان ایران است.
این جلسه کارگاهی، بهنوعی اولین قدم برای جمع کردن کارگروههای مختلف این پروژه و امکان گفتوگو و مشارکت جهت دستیابی به مفهومی مشترک و درکی عمیق از ایده پیشِ رو بود.
- بنیاد برگهوف
بنیاد برگهوف (Berghof Foundation) یک سازمان غیردولتی و غیرانتفاعی مستقر در آلمان است که از سال ۱۹۷۱ با هدف پیشبرد صلح و تحول درگیریها فعالیت میکند. این بنیاد با رویکردی علمی و عملی، در بیش از ۵۰ کشور جهان پروژههای متعددی را در زمینههای مختلف صلح و آموزش صلح اجرا کرده است.
بنیاد برگهوف بر این باور است که درگیریها اجتنابناپذیر هستند، اما خشونت نه. این سازمان با ایجاد فضاهایی برای تعامل و گفتوگو، تلاش میکند تا درگیریها را به فرآیندهای سازنده و غیرخشونتآمیز تبدیل کند. این رویکرد در سه حوزه اصلی فعالیت میکند:
عملی: حمایت از تلاشهای میدانی برای دستیابی به صلح پایدار از طریق تحول درگیریها و آموزش صلح.
یادگیری: توسعه منابع آموزشی و برگزاری دورههای آموزشی برای افرادی که با درگیریها روبهرو هستند.
تحقیق: مطالعه و تحلیل علل درگیریها و ارائه راهکارهای علمی برای پیشبرد صلح.
پروژههای آموزشی و صلحآمیز در آلمان
- مدل نه مرحله تشدید تعارض:
مدل نه مرحله تشدید تعارض (Conflict Escalation) توسط فردریک گلاسل (Friedrich Glasl)، پژوهشگر اتریشی حوزهی صلح و میانجیگری، مطرح شده است.
گلاسل توضیح میدهد که تعارضها (در سطح فردی، گروهی یا سازمانی) معمولاً به صورت پلهای و مرحلهبهمرحله از اختلاف ساده به درگیریهای مخرب و حتی ویرانگر میرسند.
او این روند را در ۹ مرحله دستهبندی کرده:
- سخت شدن موضعها (Hardening)
اختلافنظر بروز میکند، اما هنوز امکان گفتوگوی منطقی و حل مسأله وجود دارد.- بحث و جدل (Debates & Polemics)
طرفین وارد بحثهای تند و تلاش برای اثبات خود میشوند؛ زبان به سمت تقابل میرود.- کنش، نه کلام (Actions, not Words)
بیاعتمادی زیاد میشود؛ طرفین کمتر حرف میزنند و بیشتر با عمل یا رفتار غیرکلامی مخالفت نشان میدهند.- تصویرسازی منفی (Images & Coalitions)
هر طرف از دیگری تصویر منفی میسازد، برچسب میزند و برای خود متحد و گروه حمایتی پیدا میکند.- از دست دادن چهره (Loss of Face)
تخریب وجهه طرف مقابل بهطور مستقیم آغاز میشود؛ تحقیر، تمسخر و آشکارا بیاعتبار کردن.- تهدید استراتژیک (Strategies of Threat)
تهدیدهای مستقیم و غیرمستقیم مطرح میشود: “اگر این کار را نکنی، فلان اتفاق میافتد”.- ضربههای محدود (Limited Blows)
طرفین شروع به آسیب رساندن واقعی، اما محدود، میکنند (مثل اخراج، تحریم، یا رفتار خصمانه مستقیم).- نابودی دشمن (Fragmentation / Devastating Blows)
هدف دیگر فقط دفاع یا پیروزی نیست، بلکه نابودی طرف مقابل میشود.- با هم به سوی سقوط (Together into the Abyss)
آخرین مرحله: هر دو طرف حاضرند حتی به قیمت نابودی خود، طرف مقابل را نابود کنند.گلاسل معتقد است که هرچه تعارض در مراحل پایینتر مدیریت شود، امکان بازگشت و حل مسأله بیشتر است. اما از مرحله ۴ به بعد، نقش میانجیگر و مداخلهی بیرونی ضروری میشود و در مراحل نهایی تقریباً فقط مداخله شدید (مثلاً حقوقی یا بینالمللی) میتواند جلوی فاجعه را بگیرد.