نسترن کیوانپور – در نشست خبری سیزدهم آبان، وقتی میان خبرنگاران در فضای روشن و صمیمی گالری قدم میزدم، نگاهام روی تابلویی ایستاد از محمود باجلان؛ هنرمند کرجی. جنگلی انبوه با درختان بلند که در لایههای رنگ و نور غرق بود؛ شبیه زندگی، پر از پیچیدگی و پیشبینیناپذیری. برایم همان لحظه معنای «گود کردن زمان» شکل گرفت: مواجههی ناگهانی با لحظهای که نمیخواهی از آن بیرون بیایی.
سلیمان سعیدآبادی، نمایشگاهگردان این مجموعه، در گفتوگویی حاشیهای از مسیر اقتصادی و هنری این راه گفت: “تا پیش از سال ۱۳۹۰ خرید آثار هنری بیشتر بر مبنای شناخت شخصی بود؛ هنرمند در آتلیهاش کار میکرد و خریدار مستقیم از او میخرید. اما از سال ۹۰ بهواسطهی تلاش آقای دکتر سمیعیآذر و همکارانش، حراجها پایهگذاری شدند و کمکم مارکت هنر شکل گرفت. این اتفاق باعث شد قیمت آثار تثبیت شود و هنرمند جایگاه واقعی خودش را پیدا کند.”
او معتقد است امروز آثار هنری در فضای اقتصادی جامعه بهمثابه کالایی ارزشمند شناخته میشوند؛ نه از منظر مادی، بلکه بهعنوان سرمایهای فرهنگی که ارزشش هیچگاه افت نمیکند. سعیدآبادی میگوید: “سرمایهگذاری در هنر یکی از بهترین انواعِ سرمایهگذاریهاست. خیلی از مجموعهداران حرفهای امروز از همین مسیر وارد شدهاند. الان گالریگردی برای خیلیها تبدیل به یک فرهنگ شده؛ آخر هفتهها گالریهای تهران شلوغاند و این فرهنگ به طبقه متوسط هم رسیده. مردم در کنار مصرف روزمره، حالا به خرید آثار کوچکتر و اصیل فکر میکنند”.
هارمونی سنتر، برخلاف بیشتر گالریهای کرج که در مناطق پُربرخوردار قرار دارند، در منطقه ۲ شهر واقع شده؛ بنایی با بیش از ۹۳ سال قدمت که بازسازیاش با الگوهای زیستمحیطی انجام شده. در این نمایشگاه، آثار ۲۸ هنرمند تراز اول کشور به نمایش درآمده و افتتاح رسمی آن در ساعت ۱۱ صبح جمعه، شانزدهم آبان برگزار میشود.

رحیم خستو، مشاور فرهنگی و هنری هارمونی سنتر، در گفتوگو با خبرنگاران تأکید کرد که هدف از برپایی این نمایشگاه، ایجاد پیوند میان هنر و اقتصاد است: “در کرج حدود ۱۶ گالری فعال داریم، اما کمتر گالریای در چرخهی اقتصادی هنر نقش مؤثری ایفا میکند. تصمیم گرفتیم با کمک هنرمندان برجسته، این چرخه را تغییر دهیم و هنر را وارد خانههای مردم کنیم. اگر هنر بخواهد بماند، باید با اقتصاد پیوند بخورد”.
او از برنامه آیندهای با عنوان آرتفر (Art Fair) سخن گفت تا گالریهای معتبر کشور آثارشان را در سطحی ملی عرضه کنند.
از نگاه خستو، این نوع رویدادها میتواند انگیزهای تازه برای هنرمندان جوان کرجی باشد تا خودشان را در کنار بزرگان ببینند و باور کنند که این شهر هم ظرفیت دیدهشدن دارد.
“گود کردن زمان” تنها یک نمایشگاه نیست؛ تمرینی است برای ایستادن در لحظه. برای دیدن جهان در رنگ، برای شنیدن سکوت میان ضرباهنگ روزمرهی شهر. و شاید همین، رسالت اصلی هنر باشد: یادمان بیاورد هنوز میشود مکث کرد، هنوز میشود در دل ازدحام، در زمان گود شد.