صدای نشتی‌های ساختاری سال‌هاست در گوش کشور می‌پیچد

عصر داغی بود، یکی از همان روزهای تیرماه که آفتاب مثل سوهان بر پوست شهر خراش می‌کشد. در حیاط کافه‌ای در قلب کرج، زیر سایه‌ی درختان خشک‌لب، نشسته بودیم؛ جمعی از مدیران سابق و فعلی، هرکدام با سال‌هایی در کارنامه‌ی تصمیم‌گیری و مدیریت. هوا آن‌قدر سنگین بود که حتی سایه‌ی درخت‌ها هم خنکمان نمی‌کرد. عرق از شقیقه‌ها می‌چکید، درست مثل واژه‌هایی که به سختی از دهان جمع بیرون می‌آمد.
بحث از بحران آب شروع شد و خیلی زود رسید به مسئولیت‌ها و ناکامی‌ها. یکی از حاضران که نه اهل شعار است و نه اهل خودنمایی رسانه‌ای، گفت: “کاش ما توی این کشور، فقط یاد می‌گرفتیم یه جا بگیم اشتباه کردیم. همین. نه دنبال مقصر بگردیم، نه پنهون کنیم، فقط بگیم اشتباه کردیم…”
این جمله، شاید ساده‌ترین جمله‌ی آن جلسه بود، اما صدای بلندتری داشت از هر گزارشی که در این سال‌ها نوشته شد.

قطعی مکرر برق در شهرداری و ادارات؛ فشار مضاعف بر دوش شهروندان

این روزها در حالی شهروندان کرجی با گرمای تابستان دست‌وپنجه نرم می‌کنند که قطعی‌های مکرر برق در ادارات مناطق مختلف شهرداری کرج، مشکلات عدیده‌ای در ارائه خدمات و زندگی روزمره مردم ایجاد کرده است؛ آسیب‌هایی که هزینه آن را مردم باید بپردازند.

آینده‌ای بخار شده در آفتاب داغ تابستان

این روزها اگر حتی چند ثانیه زیر آفتاب تابستانی بایستی، احساس می‌کنی که از درون بخار می‌شوی. تهران نه تنها در تب گرمای بی‌سابقه می‌سوزد، که حالا بی‌برقی، بی‌آبی و بی‌پاسخی هم به آن اضافه شده. در سایه کولرهایی که یا خاموش‌اند یا از نفس افتاده‌اند، و از لوله‌هایی که ساعت‌ها خشک مانده‌اند، مردمی نشسته‌اند که نمی‌دانند فردا از کجا آب بیاورند.

این رویا کدام رویا بود؟

رحیم خستو – یاداشت زیر حدیث نفس نگارنده و تلاقی واقعیت و رویاست و اگر علمی نیست بر آن نباید خرده گرفت، چون حکایت زندگی است. سینما و زندگی برای نسل ما حکایتی گنگ از مرز میان خواب و بیداری و یادآور گرگ و میش بین  شب و شفق است. آیا سینما زندگی ما را […]

نیاز نیست همه‌ی خیابان‌ها هماهنگی بصری داشته باشند

منصور زند– سال‌ها پیش زنده­‌یاد؛ سید هادی میرمیران؛ معمار شهیر ایرانی گفته بود: “معماری رد زمان است بر فضا”.  شاید او با این گفته‌ی کوتاه می‌خواست به جمع کم‌شمار اما پرمایه‌ای از مشاهیر بپیوندد که پیش از او معماری را با راه‌های دیگری درک کرده بودند. مانند یوهان ولفگانگ فُن گوته؛ ادیب و شاعر آلمانی […]

اگر “بیکن” و “بارت” کارِ گروهی می‌کردند…

مرگ مولف در اصلِ نفرِ دوم! نسترن کیوان‌پور- نوشته‌ی ای‌میل شده‌اش را که دانلود کردم با یک نگاهِ سرسری متوجه شدم سرشار از ایرادهای نگارشی است. یک نفسِ عمیق کشیدم و شروع کردم به خواندن از سطرِ اول. “می‌گردد”ها، “می‌باشد”ها و “می‌نماید”ها در بدترین حالت یک find and replace توی وُرد می‌خواهد اما محتوایش را […]

‌‌در خانه‌ی ۲۵ متر مربعی فاصله‌ی فیزیکی را رعایت کنید‌

‌نسرین حق‌شناس-در زیرنویس تلویزیون مدام این توصیه‌ها را می‌بینم؛ “در صورت مشاهده علائم بیماری کرونا به مراکز درمانی مراجعه نکنید”، “از قرنطینه خانگی استفاده کنید”، “ظرف‌های خود را از سایر اعضای خانواده جدا کنید”، “در یک اتاق جداگانه از سایر افراد خانواده باشید”، “حمام خود را جدا کنید” و … . ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌چه کسی این دستورالعمل‌ها […]

از سازمان مدیریت بحران کشور چه خبر؟!‌

‌‌سمیه حق‌روستا– «متأسفانه در طول ۲۴ ساعت گذشته، ۱۵۱ بیمار کووید-۱۹ در کشور جان خود را از دست دادند» این گزارشِ سخنگوی «ستاد ملی مقابله و مدیریت بیماری کرونا» است که هر روز ظهر از قاب تلویزیون، آمار جان‌باختگان و مبتلایان به بیماری کرونا را اعلام می‌کند.‌‌‌ توجه همه‌ی ما به تعداد درگذشتگان و افراد […]

قرنطینه‌ی ما و قرنطینه‌ی لاکچری‌ها

مهرشاد مرتضوی– کرونا با همه مصیبتاش یه خوبی داره، اونم اینکه حداقل تو یه چیز شبیه بقیه دنیاییم. الان همون جوری که اونا تو قرنطینه نشستن و دستشونو بعد از شستن فرو کردن تو دماغشون، ما هم همون کار رو داریم انجام میدیم. فقط ما چون تجربه‌مون بیشتره انگشتمون عمیقتر حفر می کنه. ولی تو […]